حمد الله مستوفي قزويني

748

تاريخ گزيده

لا جرم داراى گيتى پشه‌اى را نصب كرد * تا كند با او يكى ساعت مصاف و داورى پشه چون بى اعتضاد نيزه و عون سپر * يافت از تأييد حق بر كشتن او قادرى قابض ارواح را فرمان رسيد از كردگار * كاى هماى جانستان در ذروهء نيلوفرى خيز تا جان هوسپروردهء آن خاكسار * از پى آرايش دوزخ سوى مالك برى اين بلا دانى به نمرود از چه معنى مىرسيد * با تو گويم گر مرا از اهل تهمت نشمرى ايزدش هر لحظه مىفرمود تعذيبى دگر * تا چرا آورد بيرون رسم كركسپرورى كوتوال و هو محمود بن [ 1 ] خراسانى در حيات است . سخنان نيك دارد . معزى و هو [ 2 ] . مداح سلطان سنجر سلجوقى بود و به دو منسوب است و امير الشعراى [ 3 ] آن زمان بود . اشعار نيكو دارد . سلطان سنجر در ميدان [ گوى باختى [ 4 ] ] . اسب سلطان خطا كرد . معزى گفت : شعر شاها ادبى كن فرس بدخو را * كاسيب [ 5 ] رسانيد رخ نيكو را

--> [ 1 ] - نسخ م ، ر چنين است . در نسخ ب ، ق شرح حال او نيامده [ 2 ] - چنين است در نسخ م ، ر ، ق - نام او را محمد بن عبد الملك نيشابورى نوشته‌اند و تخلص او از لقب ملكشاه كه معز الدين بوده اقتباس شده است . براى اطلاع بيشتر بر احوال او رجوع شود بمجمع الفصحا جلد اول و تذكرهء دولتشاه و مقدمهء ديوان چاپى او باهتمام مرحوم عباس اقبال آشتيانى و حواشى قزوينى بر چهار مقالهء نظامى عروضى [ 3 ] - ق : امير شعراى [ 4 ] - ق ، ب ، ف : گوى باختن بود - ر : در گوى باختن از اسب خطا كرد [ 5 ] - ق ، ر ، ف : كو چشم - ب : گر چشم .